سفارش تبلیغ
صبا
 کربلائیان

مناجات

چهارشنبه 88 بهمن 14 ساعت 10:0 عصر

الهی نـــام تو مــا را جواز و مهــــــر تو ما را جهــاز

الهی شنــاخت تو ما را امان و لطف تو مـــا را عیـــان

الهی فضـــل تـــو ما را لوادکنف تــــو ما را ئادی

الهی ضیعفان را پناهی قاصدان را بـــر سراهی مومنـــــان را گواهی چه بود که افزوئی و نکاهی؟



الهی شاد بدانم که بد درگاه تو میزارم بر آن امیـــد که روزی در میـــدان فضل بتو نازم تومن فاپذیری و من فا تو پردازم ـ یک نظر در من نگری و دو گیتی بآب انـــدازم


الهی تو مومنان را پناهی قاصدلن را بر سر راهی عزیز کسی که تو او را خواهی اگر بگریزد او را در راهی طوبی آنکس را که تو او رایی آیا که تا از ما خو کرایی ـ

الهی تو خواستی نه من خواستم دوست بر بالین دیدم چو از خواب بر خواستم ـ

الهی دانی بچه شادم ؟ به آنکه نه بخویشتن بتو افتادم ـ

الهی هر چند که ما گنهکاریم تو غفاری هر چند که ما زشتکاریم تو ستاری ـ

ملکا گنج فضل تو داری بی نظیر و بی یاری سزد که جفا های ما درگذاری ـ

الهی این تیغ است که چنین تیز است ـ نه جای آرام و نه روی پرهیز است ـ

الهی یافت جستن زندگانیست و جوینده نا یافتن زندانیست و چندان که میان آن و این معانیست یگانگی ترا نشانیست و هر چه نه بتو باقیست فانیست




مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری


منبع :http://www.rawzana.com/monajat%20kawja%20ahbdula%20ansare.htm


سلامت و شاد  و موفق باشید-/-   در پناه خالق بی همتا-/-


نوشته شده توسط : علی

نظرات دیگران [ نظر]


سخنانی از انیشتین

چهارشنبه 88 بهمن 14 ساعت 10:0 عصر

 






سخنانی از انیشتین






  هر احمقی می تواند چیزها را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند؛ برای حرکت در جهت عکس، به کمی نبوغ و مقدار زیادی جرات نیاز است.


    دست خود را یک دقیقه روی اجاق داغ بگذارید، به نظرتان یک ساعت خواهد آمد.. یک ساعت در کنار دختری زیبا بنشینید، به نظرتان یک دقیقه خواهد آمد؛ این یعنی "نسبیت"..


   فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد.


عاشق سفر هستم ولی از رسیدن متنفرم.


من هوش ِ خاصی ندارم، فقط شدیدا کنجکاوم.


سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید..


دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطر کسانی که شرارتها را می بینند و کاری در مورد آن انجام نمی دهند.


یکی از قویترین عللی که منجر به ورود آدمی به عرصهء علم و هنر می شود فرار از زندگی روزمره است.


مثال زدن، فقط یک راه دیگر آموزش دادن نیست؛ تنها راه آن است.


حقیقت آن چیزی است که از آزمون تجربه، سربلند بیرون آید.


زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید حرکت کنید.


نوشته شده توسط : علی

نظرات دیگران [ نظر]